همیشه نوآوری به شکوفایی منجر می شود و این یک اصل در نظریه های توسعه است در این تئوری یک کشور برای اینکه بتواند مسیرهای توسعه را طی کند، باید بسیاری از شیوه های تولید و مدیریتی خود را که هیچ تاثیری در رشد کشور ندارد تغییر داده و با شرایط جهانی تطبیق دهد در این صورت است که می تواند با تحول در مسیر راهبردی خود به افزایش تولید و بهروری دست یافته و شکوفا شود.
این یک امر طبیعی است که هر ملتی بخواهد به شکوفایی برسد همچون طبیعت باید یک مرحله را با سختی و مشکلاتی که در این راه بوجود خواهد آمد تحمل کند.
در طبیعت پاییز، زمستان بدنبال خود همشه بهار سرسبز و تابستان را بدنبال دارد و بهار همچون رشد و تابستان به توسعه تشبیه شده است که غنچه های بهاری همیشه در تابستان به میوه های شیرین تبدیل خواهند شد.
همان رسالتی که طبیعت در دستور کار کارستان خویش دارد و هر ساله در بهار شاهد عظمت این رویش هستیم .
نو آوری پیامد بیداری از خواب سنگین زمستانی است . باید بیدار شد تا نو و شکوفا شد . باید خرقه کهنگی را جسورانه انداخت و جامه نو را شجاعانه بر تن کرد.
در حال حاضر در مقطعی از تاریخ انقلابمان قرار گرفتهایم که پس از 30 سال تجربه و فراز و نشیبهای گوناگون در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله شکوفایی هستیم. برای رسیدن به این هدف عالی و ورود به مرحله شکوفایی حرکتهای عادی و تکرار حرکتهای گذشته پاسخگو نیست. هر ملتی که میخواهد در عرصه نوآوری و شکوفایی وارد شود و وظیفه خود را به عنوان بخشی از جامعه بشری انجام دهد و راههای بهرهمندی خود را از زندگی مطلوبترفراهم کند، چارهای جز تلاش و تولید اندیشه و فکر ندارد. تولید دانش و تکیه بر پژوهش و استفاده از خلاقیتها، مبنای نوآوری در اقتصاد و نظام اجتماعی و شکوفایی استعدادهای ملی و فراملی است.
نامگذاری امسال بعنوان سال نوآوری و شکوفایی نشان می دهد که دیگر فصل پاییز و زمستان کشورمان به اتمام رسیده است و دیگر باید بیدار شد و با تلاش ، برنامه ریزی و تدبیر شیوه های درست و بروز شکوفا شد.
در این راه بسیاری از مدیران کشوری باید در شیوه های سنتی خود در اداره امور تجدید نظر و ادبیات رایج در نظام برنامهریزی و مدیریت و فضای افکار عمومی را دگرگون کرده و سعی کنند از روش های جدید و نو در حوزه های خود استفاده کنند و این برنامهریزی باید به گونهای باشد که علاوه بر افزایش کارآیی دستگاه های اجرایی ، زمینه حرکت کشور به سوی شکوفایی و نوآوری را فراهم کند.
نوآوری و شکوفایی برای سال جدید، توأم با تعیین شفاف دو هدف راهبردی نظام در دهه چهارم؛ یعنی میل به پیشرفت و عدالت، مستلزم تحول در روشها و الگوهای برنامهریزی، مدیریت و نظام اجرایی است.
باید گفت سال" نوآوری و شکوفایی" نامگذاری شده، نوید بخش توسعه هرچه بیشتر کشور در عرصههای گوناگون است و اگر نوآوری و شکوفایی به عنوان استراتژی نظام، تبدیل به فرهنگ شود، یقینا تاثیرگذار خواهد بود.