يدالله جواني -هيچ جامعه سياسي را گريزي از وجود جريان ها، جناح ها، گروه ها و تشكل هاي سياسي با سليقه ها و ذائقه هاي متفاوت و گوناگون نيست.
بر اساس همين قاعده، جريان ها و گروه هاي سياسي مختلفي در جمهوري اسلامي ايران شكل گرفته و فعال هستند. هر گروه سياسي با هر عنوان، به دليل رويكردي كه نسبت به حاكميت و قدرت سياسي دارد عنوان سياسي پيدا مي كند. در واقع فلسفه وجودي هر جريان فكري : سياسي يا حزب و گروه سياسي، تاثيرگذاري بر قدرت سياسي بوده و تلاش مي كند به قدرت سياسي راه يافته، آن را در كنترل خود درآورده و موقعيت خود را در قدرت سياسي ارتقا بخشد. بنابراين شكل گيري رقابت سياسي بين جريان هاي سياسي شامل احزاب، گروه ها و شخصيتهاي سياسي نيز امري طبيعي و اجتناب ناپذير خواهد بود. آنچه مهم است بلوغ سياسي جريان ها و گروه هاي سياسي براي سياست ورزي مبتني بر عقلانيت سياسي است.
اتخاذ مواضع و انجام اقدامات و رفتار سياسي در چارچوب قانون و در راستاي تامين منافع ملي و حفظ مصالح اسلامي از سوي هر يك از جريان ها، احزاب، گروه ها و شخصيت هاي سياسي، نشانه و تجلي خردورزي سياسي آنها است. جريان ها و گروه هاي سياسي كشور را مي توان به دو دسته كلي تقسيم نمود. يك دسته جريان ها و گروه هايي هستند كه به انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي، قانون اساسي، امام و رهبري وفادار بوده و اين مجموعه را قبول دارند. دسته دوم كساني هستند كه از همان ابتدا به انقلاب اسلامي و نظام ديني اعتقادي نداشته و يا با گذشت زمان از انقلاب فاصله گرفته و اكنون در صف مخالفين و معاندين نظام اسلامي قرار گرفته اند. بديهي است كه در اين دسته بندي كلي، در هر يك از دسته ها، جريان ها، احزاب، گروه ها و شخصيتهاي سياسي با سليقه ها و ذائقه هاي متفاوت سياسي قابل شناسايي و مطالعه هستند. در واقع در هر دسته، طيفي از نيروهاي سياسي با گرايشات متفاوت وجود دارند. رقابت سياسي بين اين دو دسته براي راه يابي به قدرت سياسي اساسا معني ندارد. كساني كه انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور را قبول ندارند و خود را به الزامات آن متعهد نمي دانند، حق ورود به ساختار قدرت سياسي را نداشته و نظام نيز تمام راه هاي ورودي براي چنين افرادي را به درون ساختار قدرت سياسي مسدود كرده و بخشي از فسلفه وجودي نظارت شوراي نگهبان در انتخابات نيز به همين موضوع برمي گردد و اين محدوديت در تمام نظام هاي سياسي وجود دارد. بر اين اساس، اصل بر اين است كه در جمهوري اسلامي، رقابت بين گروه ها و جريان ها و احزاب سياسي باشد كه نظام اسلامي را قبول داشته و به الزامات آن پايبند هستند. تمامي احزاب، گروه ها و شخصيتهاي معتقد به نظام اسلامي بايد طوري عمل كنند و اتخاذ موضع نمايند كه رقابت آنان با يكديگر سالم، ممدوح و پسنديده باشد. اين رقابت ها بايد براي خدمت بيشتر و تلاش بيشتر براي ساختن كشور و تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي و پياده سازي شعارهاي مردم در انقلاب باشد. رقابت غيرسالم، مذموم و ناپسند در عرصه سياسي ميان نيروهاي معتقد، به انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي و آرمانهاي آن، زيبنده جريان ها، گروه ها و شخصيتهاي سياسي انقلابي نيست. وحدت، وفاق و همدلي ميان نيروهاي انقلاب براي پيشبرد كشور و ايستادگي در برابر دشمنان يك ضرورت اجتناب ناپذير است. اما اين وحدت و همدلي، هرگز به معني يكي شدن سليقه ها و ذائقه ها نيست. هر حزب و گروه سياسي مي تواند با داشتن سليقه و ذائقه خود با ديگر احزاب و گروه هاي سياسي تعامل سازنده داشته باشد.
نيروهاي معتقد به انقلاب و نظام اسلامي، مشتركات اساسي و مبنايي فراواني دارند كه آنان را به وحدت مي رساند. وحدت در عين كثرت سليقه ها و ذائقه ها كه گريزي از آن نيست و همين سليقه ها و ديدگاه هاي متفاوت، در صورت استفاده صحيح از آن، موجب پويايي و نشاط بيشتر در كشور شده و پيشرفت كشور را شتاب مي بخشد. در ماه هاي گذشته شاهد نوعي رقابت ناسالم ميان جريان هاي سياسي و احزاب و گروه هايي بود كه خود را در دسته نيروهاي وفادار به انقلاب و نظام اسلامي تعريف مي كنند. تخريب دولت و سياه نمايي اوضاع كشور در مسائل داخلي و خارجي، جلوه هاي برجسته اين نوع رقابت ناسالم به شمار مي آيد. رقابتهايي كه تداوم آن، تفرقه و اختلافات خسارت بار در ميان نيروهاي انقلاب را به دنبال خواهد داشت. در چنين شرايطي كه به هر دليلي ممكن است وحدت نيروهاي انقلاب خدشه دار گردد، شاخص ولايت و رهبري، مهمترين محور براي وفاق و همدلي نيروهاي انقلاب با هر جايگاه و هر سليقه اي خواهد بود. وقتي رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت نهم را از حيث جهت گيري ها و سياست هاي اجرايي تاييد مي كنند و مورد حمايت و پشتيباني قرار مي دهند، دليلي ندارد يك جريان سياسي، يك حزب و گروه سياسي و يا يك شخصيت برجسته سياسي نسبت به اين جهت گيري ها و سياستها و عملكردهاي دولت ابراز نارضايتي كرده و عليه آن موضع گيري نمايد. رهبر معظم انقلاب اسلامي تاكنون در چندين نوبت با صراحت دولت نهم را مورد حمايت خاص قرار داده و درست در زماني كه حركتهاي تخريبي عليه دولت در حال اوج گيري بود و اين تخريب ها نيز نمي تواند بي ارتباط با انتخابات رياست جمهوري دوره دهم باشد، معظم له براي بار ديگر و در آغاز هفته دولت، حمايت قاطع خود از دولت را اعلام فرمودند. مقام معظم رهبري، كار و تلاش، هم گفتماني با امام (ره) و شعارهاي انقلاب اسلامي و مردمي بودن دولت نهم را به عنوان سه خصوصيت ممتاز اين دولت دانسته و اعلام فرمودند اين ويژگي ها موجب مي شود كه انسان قدردان اين دولت باشد و فرمودند ديگران هم وظيفه دارند كه قدردان دولت بوده و از آن حمايت كنند. رهبر فرزانه انقلاب پس از اعلام حمايت قاطع از دولت، به نكته ظريفي اشاره فرموده و تصريح كردند كه حمايت از دولت، به معني چشم بستن بر ضعفهاي دولت نيست. معظم له با طرح چنين نگرشي و تبيين مرز تخريب و انتقاد، نحوه تعامل مثبت و سازنده ميان نيروهاي انقلاب از هر حزب و گروه سياسي اعم از آنان كه در قدرت سياسي هستند و يا آنان كه در خارج از قدرت مي باشند را مشخص فرمودند. رهبر معظم انقلاب در مرزبندي انتقاد و تخريب خاطرنشان كردند انتقاد، ارزش يابي منصفانه و كارشناسانه است كه با نظر خيرخواهي انجام مي شود و در آن نقاط مثبت و منفي در كنار هم مورد توجه قرار مي گيرد و دولت هم بايد با سعه صدر از اين انتقادها استقبال كند، آنها را با گوش جان بشنود و با بررسي و توجه كافي و كامل، به انتقادهاي صحيح عمل نمايد. معظم له انتقاد را خدمت و تخريب را خيانت به نظام و كشور دانستند و با ابراز تاسف شديد از تخريب دولت نهم تحت عنوان انتقاد، فرمودند: «انكار امتيازات و نقاط مثبت، برجسته كردن ضعفها و بدگويي مستمر، تخريب است نه انتقاد.»
به دنبال اين فرمايشات رهبر معظم انقلاب، فعالان سياسي از طيف هاي مختلف، بر فصل الخطاب بودن بيانات رهبري تاكيد كردند و اين سخنان را راهبردي و مايه آرامش بيشتر در صحنه سياسي كشور و جلوگيري از توطئه اختلاف افكني دشمنان ارزيابي كردند.
طي روزهاي اخير شخصيتهاي سياسي با گرايشات مختلف سياسي، جملات و نكاتي را بر زبان آوردند كه در واقع اين نوع نگرش، ناظر به نقش حقيقي و واقعي ولايت فقيه در نظام اسلامي براي حفظ وحدت در جامعه و يا امت اسلامي مي باشد. حضرت زهرا (س) در مورد نقش ولايت در جامعه اسلامي مي فرمايند: «و جعلها نظاما للامه» خداوند امام و مقام ولايت را براي نظم بخشي در ميان امت قرار داد.
اگر آنچه در اين مقطع از زمان طيف هاي مختلف سياسي به عنوان «فصل الخطاب بودن بيانات رهبري» بر زبان جاري مي سازند، در آنان نهادينه گردد و همه نيروهاي معتقد به انقلاب بر اساس آن عمل كنند، بديهي است كه اختلاف سليقه ها و ذائقه ها نه تنها مشكل ساز نمي شود، بلكه موجب رشد و پويايي جامعه نيز مي گردد. در پايان ذكر اين نكته لازم است كه نمي توان ادعاي وفاداري به انقلاب، نظام اسلامي، امام و رهبري را داشت ولي در عمل سخنان، مواضع و ديدگاههاي مقام ولايت در موضوعات مختلف سياسي را در اتخاذ مواضع و بيان نقطه نظرات ناديده انگاشت.